العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
11
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
كه فرمود : مردم چهار دستهاند 1 - نادانى كه در وادى جهالت سقوط كرده و با اميال و هواهاى خود هم آغوش است 2 - عبادتكننده گمراه كه هر چه عبادتش بيشتر مىشود تكبرش بيشتر ميگردد 2 - دانشمندى كه دوست دارد مريدها دنبالش راه بيافتند و مردم مدح و ثنايش كنند 4 - خداشناس و اهل معرفت كه راه حق را پيش گرفته و وظيفه خود را انجام ميدهد و چنين شخصى يا ناتوان و عاجز است يا مغلوب و محدود است و اين بهترين مردم زمان و خردمندتر آنان است . 8 - خصال ج 1 ص 112 حضرت مجتبى عليه السلام فرمود : مردم چهار دستهاند 1 - كسى كه داراى اخلاق نيك هست ولى بهره دنيائى ندارد 2 - كسى كه داراى بهره دنيائى هست ولى خوى نيك ندارد 3 - كسى كه هيچ ارزشى اصلا ندارد و آن كسى است كه نه اخلاق دارد و نه دنيا و مال و اين بدبختترين مردم است 4 - كسى كه هم داراى اخلاق نيك و هم از دنيا بهرهمند است و اين بهترين مردم است . 9 - خصال ج 1 ص 165 زراره فرزند اوفى ميگويد وارد شدم بر حضرت سجاد عليه السلام ، پس فرمود اى زراره ، مردم در زمان ما 6 طبقهاند 1 - شير 2 - گرگ 3 - روباه 4 - سگ 5 - خوك 6 - ميش - اما شيرخويان آنان سلاطين و پادشاهانند كه هميشه دوست دارند بكوبند و غالب شوند و مغلوب نشوند و شكست نخورند اما گرگ صفتان بازرگانانى كه وقت خريدن مذمت جنس را ميكنند و او را بىارزش جلوه مىدهند ولى هنگام فروختن مدح و تعريف ميكنند اما روباه صفتان اشخاصى هستند كه دين را وسيله ارتزاق و معاش خود نموده و با زبان مطالبى ميگويند كه در قلب خود آنها اثرى نيست اما سگها افرادى هستند كه با زبان مردم را آزار ميدهند و مردم از شر زبان آنها از آنان متنفرند اما خوك صفتان آنانند كه طبع و خوى زنان را دارند و بهر رقم هرزگى و ننگى تن ميدهند و مىپذيرند اما گوسفندان ، مؤمنينى هستند كه موى آنها را مىكنند و گوشتشان را ميخورند و استخوانشان را خرد ميكنند . چه كند گوسفندى كه ميان چنگال شير و گرگ و روباه و سگ و خوك باشد . 10 خصال ج 2 ص 39 به حضرت صادق عليه السلام عرض شد شما همه اين مردم را انسان ميدانيد . فرمود رها كن و دور بيفكن از آنها چند گروه را 1 - كسى كه مسواك نكند 2 - كسى كه در جاى تنگ چهار زانو بنشيند 3 - كسى كه در كارهاى بيهوده وارد شود 4 - كسى كه بدون داشتن علم و دانش بحث كند 5 - كسى كه بيمار نيست ولى تظاهر به بيمارى نمايد 6 - كسى كه بدون وقوع حادثه ناگوار پريشان حال شود 7 - كسى كه با رفقاء خود كه در مطلب صحيح و درستى اتفاق مخالفت كند 8 - كسى كه به پدران و نياكان خود افتخار